افسر (اعتماد به نفس و خودباوری)روان شناسیروح انگیز (روان شناسی)سلامت

چهار موردی که با بالا رفتن سنتان اهمیت بیشتری برایتان خواهد داشت

به خواست خدا شما ۴۰ سال دیگر میتوانید زندگی را تجربه کنید. اما اگر اینطور هم نباشد، قاعده اصلی این متن با آن مرتبط است.

هرچقدر سن شما بالاتر میرود، یاد میگرید که بیشتر برای وقت خود ارزش قائل شوید، روابط واقعی ایجاد کنید، درست کار کنید، ذهنی آرام تر داشته باشید و دیگر موارد که بقیه از ارزش کمتری برخوردار هستند.

شما قبلا هم این را میدانستید درست است؟

تا امروز مانند بسیاری از مردم، شما وقت خود را با چیز‌های دیگر هدر داده اید.

شما مهم ترین روابط در زندگی تان فرضی تلقی کرده اید.

با مقاومت درونی خود، شکاکانه کار کرده اید.

و به چیز‌هایی که باعث استرس شما شده اند و اصلا ارزشی نداشته اند، اجازه دادید که بهترین‌ها را از شما بگیرند.

چرا؟

چون یک انسان هستید و انسان‌ها موجوداتی ناکامل میباشند که همیشه اشتباه میکنند. ما ذهن خودمان را درگیر میکنیم  و تصور میکنیم چون چند چیز طبق وفق مراد ما پیش نرفته است دیگر زندگی ما ارزشی ندارد. و زمانی که ذهن ما درگیر اینطور مسائل میشود، ما سعی میکنیم حواس خودمان را پرت کنیم تا فشاری را که بر روی ماست را احساس نکنیم. اما با اینکار در واقع شما دارید حواس خودتان را از چیز‌هایی که بسیار مهم هستند نیز، پرت میکنید.

ما آنقدر بر روی مسائل بی ارزش در زندی مان موشکافی میکنیم تا اینکه به کلی به هم میریزیم و سپس عقب تر میشینیم و در عین ناباوری به خود میگوییم که زندگی چقدر میتواند پوچ و بی معنی باشد.

اما هر چقدر سن ما بالاتر میرود، افراد ساکت تری نیز میشویم و سعی میکنیم کمتر درگیر مسائل بی ارزش و مسائلی که باعث درگیری ذهنی ما میشود، بشویم. هر چقدر سن ما بالاتر میرود، زندگی بیشتر به ما خدمت میکند. اینجاست که متوجه میشویم تا چقدر برای مسائل بیهوده زندگی خود را هدر داده ایم و سپس سعی میکنیم دوباره بر روی مسائلی که برای ما اهمیت دارد، تمرکز کنیم.

ضرب المثل معروفی وجود دارد که میگوید ظهر و عصر به خوبی میتوانند چیز‌هایی را که حتی صبح به آنها شک نداشته است را دریابند.

اما یک &#۸۲۲۰;اما&#۸۲۲۱; ی مهم وجود دارد. اما صبح میتواند برای یک ظهر و عصر بهتر برنامه ریزی کند.

پس با در نظر گرفتن این جمله زیبا، خودتان را به چالش بکشید و سعی کنید برای خودتان از همین امروز برنامه ریزی کنید.

خودتان را به چالش بکشید تا بتوانید بیشتر بر روی مسائلی که در بلند مدت برای شما اهمیت خواهد داشت، تمرکز کنید.

  1. با وقت محدود شده ای که دارید به خوبی رفتار کنید

هر چقدر زمان میگذرد، زمان بیشتری در گذشته سپری کرده اید و زمان کمتری برای آینده دارید. گذشته‌های دور به تدریج برای شما ارزش کمتری خواهد داشت. اما واقعا این موضوع اصلا مهم نیست چرا که مهم ترین طر زندگی در زمان حال است و زمانی رخ میدهد که شما دیکر منتظر چیز‌های بهتر نیستید. بسیاری از مردم در کل جهان هر روز تا ساعت ۵ عصر منتظر میمانند، هر هفته تا جمعه منتظر میمانند و هر سال منتظر تعطیلات میماند و فقط به دنبال خوشحالی در زندگی خود هستند. اما نیازی نیست که شما یکی از آنها باشید. آنقدر در زندگی تان صبر نکنید تا زمانی که آخر عمرتان است بفهمید که این زندگی چقدر خوب بوده است.

در طی دهه اخیر، من و انجل به مراتب یاد گرفته ایم که بیشتر بر روی زیبایی و چگونگی ساده زندگی کردن توجه کنیم. در واقع زندگی ساده زندگی است بی هیاهو که خالی از هرگونه حواس پرتی‌ها به مسائل بی ارزش و هر گونه افرادی است که هیچ تاثیری در زندگی ما ندارند و فقط برای چیز‌هایی که واقعا با ارزش هستند، زندگی میکنیم. زندگی که هیچ عجله و اضطرابی در آن راه ندارد و به جای آن زندگی خلاقانه ای دارید و وقت خود را با مسائل مهم و افرادی که برای شما اهمیت دارند میگذرانید.

زمانی که دوباره اولویت‌هایتان را برای خودتان تعریف میکنید و آداب سالمی‌را برای خود در نظر میگیریم، زمانی است که دیگر میتوانیم زندگی خود را تغییر دهیم. و این دقیقا همان چیزی است که ما هر روز به دانش آموزان خود آموزش میدهیم.

اما اگر این اخیرا احساس میکنید که همه مسائل زندگی تان روی هم انباشته شده است و استرس زیادی را احساس میکنید، ما به شما توصیه میکنیم تا دوباره ببینید که چگونه دارید وقت خود را میگذرانید و سعی کنید که مسائل با ارزش را با مسائل بی ارزش جایگزین کنید.

سعی کنید نسبت به مسائلی که شما در زندگی گمراه میکند و باعث ناراحتی شما میشوند صادق باشید و این نقطه شروع شما خواهد بود&#۸۲۳۰;

  • هر چند وقت یکبار وقت خود را برای تعویض شایعات بی ارزش صرف میکنید؟
  • چندین بار تا به حال زمانی که افراد با شما درباره مسائل دیگر صحبت میکردند، به چیز‌هایی دیگری فکر میکردید؟
  • آیا زمانی که کار میکنید، گوشی خود را برای شبکه‌های اجتماعی تان چک میکنید؟ و چقدر زمان خود را با معشوقه خود میگذرانید؟
  • آیا تا به حال در هنگام رانندگی گوشی بدست گرفته اید و یک پیام به شخصی بدهید؟

در واقع درگیر کردن خودتان با مسائل بی ارزش و مسائلی که بیهوده وقت شما را هدر داده اند، تنها یک نتیجه برای شما خواهد داشت و آن کاهش تدریجی و طولانی مدت اثربخشی و خوشحالی شما میباشد. زمانی که شما سعی میکنید توجه خود را بر روی مسائل مختلف تقسیم کیند، در واقع درگیر همه آنها میشوید اما به ندرت میتوانید حتی بر روی یکی از آنها تمرکز داشته باشید. و این عدم تمرکز کافی در نهایت باعث تضعیف شما شده و شما را به زانو درخواهد آورد.

راه حل؟ طبیعتا تمرکز بهتر راه حل آن است اما نباید بیش از اندازه نیز تمرکز کنید. در واقع میزان زمانی که شما خواهید داشت بستگی به این دارد که مسائل بی ارزش را حذف کنید و بدین طریق میتوانید بر روی یک موضوع بخصوص تمرکز کنید که دقیقا همین یک موضوع هم در آن واحد برای شما مهم است. زمانی که کتاب‌های قطور بسیاری برای این موضوع نوشته میشود بگذارید من به شما بگوییم که اولیه ترین چیز‌هایی که من و آنجل آموزش میدهیم چه چیز‌هایی هستند:

  • ببینید چه چیزی برای شما بیشتر از همه مهم است و بقیه چیز‌ها را تا جایی که میتوانید حذف کنید. در واقع بر روی اینکه مسائل مهم تر را اول قرار دهید، با قدرت عمل کنید. به مسائلی که برای شما اهمیت ندارد و با اولویت‌های شما نیز هماهنگی ندارد &#۸۲۲۰;نه &#۸۲۲۱; بگویید.
  • زمانی که یک کار را شروع میکنید فقط بر روی آن تمرکز کنید تا بتوانید در زمان معین شده ای فقط به انجام آن کار بپردازید.
  • متوجه زمان‌هایی باشید که شاید ناگهان فکر دیگری به ذهن شما خطور کند و یا اتفاقی بیفتد که حواس شما را پرت کند، در این شرایط فقط باید متوجه این موضوع باشید. سپس یک نفس عمیق بکشید و دوباره فعالیت اصلی خود را ادامه دهید.
  • ذهن خود را از مسائل مختلفی که پیرامون فعالیت شما قرار دارد اما ارزش خاصی ندارد خالی کنید و فقط نسبت به این موضوع کنجکاو باشید که دارید چه کار میکنید. به خودتان اجازه پیشرفت در آن فعالیت را بدهید و بگذارید که خود آن فعالیت شما را با قسمت‌های مختلفش سورپرایز کند.
  • به هر لحظه احترام بگذارید.
  • درخشندگی کاری را که انجام میدهید، لحظه ای را که در آن هستید را ببینید چرا که اینها باعث میشود که اینها باعث اصلی اتفاقاتی است که در زندگی شما رخ میدهد.

بیشتر مواقع ذهن ما درگیر مسائل دیگری است و در جای دیگر سیر میکند. ما بسیاری از روز‌های زیبا را از دست میدهیم چرا که نسبت به بسیاری از لحظات آن بیتوجه میباشیم و دلیل آن این است که آن لحظات برای ما مهم نبوده اند. با گذشت زمان میبینیم که زندگی ما پر از مسائل بی ارزش و بی اهمیت شده است و دیگر جایی برای مسائل مهم در زندگی مان نداریم. سپس تمام این مسائل مهم از بین میروند و تا ما به خودمان میاییم میبینیم از خودمان میپرسیم که این مسائل چه شدند.

اما بیشتر از این نباید اینطور باشد.

این لحظه از زندگی برای شماست و شما میتوانید بهترین را از آن بسازید. کلید اصلی برای این کار این است که بدانید که زمانی که در مسیر اصلی زندگی خود قرار دارید، درگیر مسائل دیگر نیستید. این لحظه از زندگی فقط راهکاری برای رسیدن به مرحله بعد نیست چرا که خودش یک مقصد بوده است و شما به آن رسیده اید.

  1. روابط واقعی

اینکه آشنایان خوبی داشته باشید بسیار عالی است. باید رفتار دوستانه ای داشته باشید و این مسئله بسیار مهم است. اما سعی نکنید بیش از حد پیش روی کنید. سعی کنید زمان بسیاری را برای افرادی که برای شما ارزش دارند بگذارید. زمان شما فوق العاده محدود شده است و دیر یا زود شما تصمیم میگیرید که وقت خود را با افرادی بگذرانید که باعث شادی در زندگی شما شده اند.

این موضوع حقیقت بارز است که همه ما به دنبال روابط خوب و واقعی میباشیم اما پیدا کردن و داشتن چنین روابطی به این آسانی هم نیست حتی اگر ما طوری زندگی کنیم که روابط مختلفی با افراد مختلف داشته باشیم. ما رو در رو با افراد آشنا میشویم و یا اینکه آنها را در شبکه‌های اجتماعی میشناسیم اما معمولا بسیاری از این روابط از صمیمیت کمتری برخوردار هستند. ما همکاران زیادی داریم و با افراد زیادی کار میکنیم اما حوزه رابطه ما بیشتر رابطه کاری است نه رابطه دوستانه. اینکه شما دوستان صمیمی‌و اعضای خانواده خوبی داشته باشید بسیار عالی است اما زمانی که شبکه‌های اجتماعی و یا کار کردن‌های زیادتان باعث حواس پرتی شما میشوند، این روابط خوب را نیز از دست میدهید.

اما برای این مسئله چه کاری میتوان انجام داد؟

راه حل‌های زیادی برای این موضوع وجود دارد اما بیاید به سراغ بنیانی ترین آنها برویم

در واقع ما به رابطه ای یک رابطه صمیمی‌و واقعی میگوییم که افراد با هم بسیار صمیمی‌بوده و از زندگی یکدیگر به خوبی آگاهی دارند. این افراد برای روابط شان احساسات زیادی را به خرج میدهند و در واقع به خوبی به حرف‌های یکدیگر گوش فرا میدهند و به خوبی نسبت به مسائل جدید و تغییرات زندگی یکدیگر آگاهی دارند.

شاید بتوان گفت مهم ترین موضوع در این روابط این است که شما صادق باشید، به حرف‌هایی که بین شما زده میشود به خوبی توجه داشته باشید و همیشه در شرایط مختلف حاضر باشید. بهترین کار این است که بدون نگاه کردن به ساعت و بدون در نظر گرفتن قرار‌های بعدی با دوست خود باشید و به خوبی به او گوش دهید. در واقع این بهترین کاری است که شما میتوانید برای آنها انجام دهید و بدین طریق میتوانید مهم ترین اطلاعاتی را که برای شناخت آنها نیاز دارید دریابید و آن‌ها را در طولانی مدت حمایت کنید.

نکته دیگری که وجود دارد این است که اگر افراد میخواهند روابط بسیار خوب و سالمی‌داشته باشند این است که تمام احساساتی را که نسبت به یکدیگر دارند و نه تنها احساسات مثبت شان به یکدیگر را برای یکدیگر بیان کنند. اگر این موضوع بین دو فرد رعایت نشود، دروغ و فریب به تدریج جای عشق و اعتماد را بین آنها خواهد گرفت که در نهایت باعث جدایی احساسی هر دو طرف میشود.

علاوه بر تمام مواردی که گفته شد، یکی دیگر از کار‌هایی که برای داشتن لحظات بهتر با شخصی که برای شما اهمیت دارد میتوانید انجام دهیه این است که بر روی یک فعالیت و یا یک مسئله خاص باهم کار کنید. اگر کسی را در ذهن دارید و میخواهید رابطه خود را با او بهبود بخشید، به دنبال فعالیتی باشید که بتوانید با هم بر روی آن کار کنید و این فعالیت هر دوی شما را درگیر خودش کند. برای مثال با هم تصمیم بگیرید که یک باغچه را تزئین کنید و یا برای یک پروژه خاص، هفته ای یکبار قرار بگذارید. همچنین سعی کنید که با هم در کنفرانس‌هایی که برای زندگی بهتر برگزار میشود شرکت کنید و سپس با هم درباره آن صحبت کنید و آن را بسنجید که این کار روشی دیگر برای کار کردن بر روی یک مسئله خاص است.


همچنین بخوانید :    هنگام خرید این اجناس صرفه جویی نکنید !

  1. با عشق و علاقه درگیر کار‌هایی شوید که میخواهید انجام دهید

شور و شوق احساساتی بسیار قدرت مند میباشند. این حس درون شما وجود دارد و بطور مجهول بر روی احساسات، انتخابات و عمل‌های شما تاثیر میگذارد. شاید از آن چشم پوشی کنید که این کار اصلا درست نیست.

شور و شوق شما شاید تبدیل به تنها منبع شما برای دستاورد‌ها و بهترین لحظات شما شود. تب عشق شما، لذت کاری که برای پیشرفت انجام میدهید، وضوح هدف شما، قدرت اینکه گذشته‌ها را رها کنید و در لحظه زندگی کنید، در واقع اگر بخواهیم به اصل مطلب اشاره کنیم، این شور و شوق شماست که باعث مورد‌ها میشود. بدون شور و شوق بعید است که در انتها آرامش خاطر داشته باشید و فقط یک‌هاله ای رویا‌ها را در اطراف خود خواهید دید و زندگی را خواهید کرد که اصلا نمیتوان نام آن را زندگی گذاشت.

شاید این موضوع کمی‌ملودراماتیک باشد اما عین حقیقت است.

اگر در طی این ۴۰ سالی که زندگی کرده اید (و یا حتی این ۱۰ سالی که زندگی کرده اید) تمام مسائلی که در اطراف شما بوده است برای شما مهم و با ارزش بوده است، باید زندگی خود را به همین طریق نیز ادامه دهید. شما باید عمیقا و با علاقه خود را درگیر مسائلی کنید که باعث رشد و پیشرفت شما میشوند. اما نکته ای که اینجا باید ذکر شود این است که همه کار‌هایی که میکنید میتواند باعث پیشرفت شما بشود اگر و تنها اگر به آنها اجازه بدهید. شما برای پیشرفت نیاز به یک دلیل بزرگ در زندگی تان ندارید چرا که شاید این دلایل بسیار ساده باشند. شاید شغل شما که به شما اجازه میدهد شما خانواده تان را تامین کنید، خودش یک دلیل باشد و شاید زمانی که احساسی خوبی به شما دست میدهد بخاطر اینکه کار خود را به نحود احسنت انجام داده اید، این خود دلیلی برای شما باشد.

پس من شما را با یک گفته به چالش میکشم: مانند یک تماشاچی و یک فرد سرگردان زندگی نکنید. در این دنیا و در زمان حال زندگی کنید و از امروز تبدیل به فردی فعال تر شوید که با شور و شوق به مسیر خود ادامه میدهد.

بسیاری از ما هنوز به دنبال پیدا کردن شور و شوق خود میباشیم چرا که بر این باوریم این شور و شوق است که میتواند باعث موفقیت، خوشحالی و باعث زندگی شود که ما آن را میخواهیم. اما باید بگوییم که شور و شوق پیدا شدنی نیست. در واقع زمانی که میگوییم میخواهیم شور و شوق خود را پیدا کنیم، انگاری که آن پشت یک درخت و یا زیر یک سنگ پنهان شده است در حالیکه در حقیقت اینطور نیست. در واقع حقیقت این است که زمانی شور و شوق در ما بوجود میاید که ما کار‌ها را به درستی انجام دهیم. زمانی که شما میگویید &#۸۲۲۰;به دنبال شور و شوق خود میباشم&#۸۲۲۱; در واقع شما دلیلی پیدا کرده اید که قلب و روح خود و کاری را که انجام میدهید را برای زندگی خود بگذارید و البته باید بدانید که با این طرز فکر شما باید یک عمر صبر کنید.

اما اگر از منتظر بودن زیاد خوشتان نمیاید و میخواهید از همین امروز با شور و شوق بیشتری زندگی کنید و مفهوم بهتری از زندگی تان را درک کنید، پس وقت آن رسیده که این شور و شوق را خودتان وارد کارهایی بکنید که قرار است انجام دهید. به این‌ها فکر کنید:

  • آخرین باری که شما برای انجام کاری ۱۰۰ درصد تمرکز کرده بودید و هیچ حواس پرتی اطراف شما نبود،چه زمانی بود؟
  • آخرین باری که ورزش کردید و تمام تلاش خود را برای آن گذاشتید، کی بود؟
  • آخرین باری که به بهترین نحو تلاش کردید، کی بود؟

همانند بسیاری از ما، ما سعی میکنیم نصف ذهن و نصف احساس قلبی خود را بر روی مسائلی بگذاریم که داریم انجامشان میدهیم چرا که شما هنوز هم منتظر هستید. شما هنوز منتظر این هستید که چیزی برای داشتن شور و شوق بیشتر بیابید و یا بدنبال دلیلی سحرآمیز برای شروع زندگی هستید که دوست دارید داشته باشید. اما تنها چیزی که در این مسیر نیاز دارید عکس این ماجراست.

زمانی که من کودکی بیش نبودم، مادر بزرگم به من گفت که برای پیدا کردن موقعیت‌های بهتر صبر نکن. آن چیزی که روبروی توست بهترین موقعیت تو میباشد. همچنین او میگفت ما بیشتر وقت خود را برای اینکه در ذهن خود چیزی را به بهترین نحو تصور کنیم میگذرانیم در حالیکه اصلا برای اینکار عملی را انجام نمیدهیم. پس از ایده آل سازی دست بکش و با تمام چیز‌هایی که امروز دارید، بهترین تلاشت را بکن و سعی کن فردا‌ها آن را ارتقا دهی.

اگر شما میخواهید همین الان شور و شوق را وارد زندگی تان کنید، طبق گفته‌های زیر عمل کنید.

تمام قلب و روح خود را برای کاری که در نظر گرفته اید میخواهید انجام دهید بگذارید.

کاری به موقعیت‌هایی فردا به پیش روی شما خواهند آمد نداشته باشید و بر روی موقعیت‌های فعلی تان تمرکز کنید.

کاری با وظایف فردا نداشته باشید و وظایف امروز تان را انجام دهید.

گفتگو‌های فردا را بیخیال شوید و به گفتگو‌های امروزتان بپردازید.

من کاملا مطمئنم که همین الان شما در زندگی تان چیز‌های زیادی دارید که ارزش وقت، انرژی و شور و شوق شما را دارند. شما افرادی را در زندگی تان دارید که همانطور که شما به آنها نیاز دارید، آنها نیز به شما نیاز دارند. شما پر از شور و شوق میباشید اما فقط صبر کرده اید. از صبر کردن دست بکشید و مطئن باشید که دفعه بعدی وجود ندارد. قلب و روح خود را در مسیر چیزز‌هایی که امروز در اطراف شما هستند بگذارید.

این کار‌ها را انجام دهید و مطمئن باشید که شور و شوق گمشده تان به سراغ شما خواهد آد.

و اینجاست که هر کاری که انجام میدهید ارزش بیشتری به خود میگیرد و با معنی تر میشود.

  1. ذهنیتی که باعث آرامش خاطر شما شود

زندگی سریال از تغییرات پیوسته است. نسبت به آنها مقاومت نکنید چرا که اینکار باعث ایجاد استرس در شما میشود که اصلا به آن نیاز ندارید. بگذارید واقعیت این تغییرات اتفاق بیفتد. همانطوری که هنری وادسورس گفته است &#۸۲۲۰;زمانی که باران میبارد، بهترین کاری که یک فرد میتواند انجام دهد این است که بگذارد باران ببارد.&#۸۲۲۱;

هر چقدر سن ما بالا تر میرود ما بیشتر قدرت این مقبولیت‌ها را یاد میگیریم

مقبولیت حالتی است که شما اجازه میدهد اتفاقات طبق روال خود بیفتد و همه چیز همانطور که هست باشد. البته این به معنای این نیست که شما برای بهبود حقیقت زندگی تان تلاش نمیکنید بلکه به این معناست که تنها چیزی که شما نسبت به آن کنترل دارید، خودتان و تفکراتتان نسبت به هر چیزی میباشد. این درک ساده، منشا مقبولیت است و تنها با مقبولیت است که آرامش خاطر و رشد و پیشرفت امکان پذیر میشود.

این موضوع مهم ات که این را درک کنید که در جایی در وجود ما یک نفس عالی وجود دارد که کاملا مقبولیت پذیر بوده و در آرامش است. بدلیل اینکه آرامش درونی شما به شرایط بیرونی بستگی ندارد، آن تنها چیزی است که شما زمانی که با نگرانی‌ها روبرو میشوید، در اطراف خود آن را میبینید. شما میتوانید در هر جا و هر مکانی آرامش داشته باشید. همیشه در کنار شماست و با صبوری منتظر شما میماند که شما به سمت او رو برگردانید. آرامش خاطر زمانی ایجاد میشود که شما با تفکراتی که در ذهن دارید، آرامش را نیز داشته باشید. این آرامش زمانی رخ میدهد که بجای سیر کردن در جاهای دیگر به طور خیالی، به طور واقعی، فیزیکی و از نظر روحی نیز در لحظه واقعی تان زندگی کنید.

این را نیز باید یادآوری کنیم که همان موقعی که آرامش خاطر را میخواهید میتوانید آن را تجربه کنید. بدست آوردن آن اصلا پیچیده نیست و بسیار به شما نزدیک میباشد.

اما چگونه؟ چگونه میتوانید ذهنیت‌های خود را تغییر دهید؟

راه‌های زیادی وجود دارد اما بگذارید با کمی‌فاصله به آنها نگاه کنیم.

هرچیزی از دور و با کمی‌فاصله ساده بنظر میرسد. گاهی نیاز است برای اینکه مسائل مختلف را بهتر و شفاف تر ببینید کمی‌از آن‌ها فاصله بگیرید.

شما خیلی بیشتر از چیز‌هایی هستید که میتوانند شما را به دردسر بیاندازند. بسیاری از قسمت‌های اصلی شما در پشت نگرانی‌ها، تردید‌ها، مستقل از مشکلات و ناراحتی‌های شما قرار دارد. کمی‌عقب تر بروید و خودتان را در حالتی که آن اتفاق‌ها بیفتد در نظر بگیرید. خودتان را در حالتی که تصمیم میگیرد، فکر میکنید و عمل میکنید تصور کنید. بدن شما شاید درد را احساس کند در حالیکه این درد شما نیستید. شاید ذهن شما درگیری‌هایی پیدا کند در حالی که این درگیری‌ها شما نیستید.

به سخت ترین چالش‌هایی که امروزه با آنها روبرو هستید فکر کنید. تصور کنید که شما فردی نیستید که با این چالش‌ها روبرو است و دوست شما کسی است که با آن‌ها روبرو شده است. چه توصیه‌هایی به او خواهید داشت؟ آیا اگر میتوانستید تبدیل به فردی شوید که در این شرایط نیست، میتوانستید به شرایط به طور دیگری نگاه بکنید؟ به توصیه‌هایی که به دوست خود در این شرایط خواهید کرد فکر کنید. آیا شما در حال حاضر طبق بهترین توصیه‌های خود رفتار میکنید؟

اجازه ندهید که مشکلات فعلی تان بر روی تفکراتتان تاثیر بگذارد. کمی‌عقب بروید و از این فاصله بهره ببرید و برای خود چند توصیه فوق العاده بکنید.

شاید این توصیه به سادگی یک نفس عمیق باشد&#۸۲۳۰;

زمانی که دارید این متن را میخوانید چند لحظه صبر کنید و یک نفس عمیق بکشید.

شما میتوانید این نفس کشیدن را کنترل کنید و سرعت آن را افزایش و یا کاهش دهید و آن را طوری که دوست دارید انجام دهید. و یا اینکه به خودتان اجازه بدهید خیلی طبیعی عمل دم و بازدم را تکرار کنید.

آرامش را میتوانید طوری به ارمغان بیاورید که فقط به ریه‌هایتان اجازه بدهید طبق روال وظیفه خود را انجام دهند بدون اینکه شما کاری انجام دهید و یا کنترل خاصی روی آن داشته باشید.

حال تصور کنید به دیگر قسمت‌های بدنتان اجازه میدهید که نفس بکشند. برای مثال شانه‌هایتان را در نظر بگیرید. بدون اینکه فشاری بر روی آنها وارد کنید اجازه دهید که نفس بکشند.

سپس به اطراف اتاق خود نگاهی بیاندازید و وسیله را پیدا کنید و به او نیز اجازه بدهید نفس بکشد.

زمانی که شما به هرچیزی اجازه میدهید که نفس بکشد، به آنها این اجازه را میدهید که دقیقا چیزی که هستند باشند. نیازی نیست که شما نسبت به آنها نگران باشید، آنها را کنترل کنید و یا آنها را تغییر دهید. شما فقط به آنها اجازه میدهید در آرامش نفس بکشند و آن‌ها را همانطور که هستند قبول میکنید.

این مورد را با خود تمرین کنید و آن را تبدیل به یک عادت روزانه بکنید.

و ببینید چگونه این کار میتواند باعث تغییر زندگی شما بشود.


همچنین بخوانید :    ۸ مورد از عادات افراد شاد و مثبت

در شرایط سخت&#۸۲۳۰;

بیشتر گفته‌های این متن برای توضیح این بود که در شرایط سخت، بسیار دشوار است که اینطور عمل کرد و به زبان دیگر، در موقعیت‌های بد، سخت است که بتوان به راحتی فکر کرد و به درستی عمل کرد.

یک ضرب المثل از فلسفه تبتی وجود دارد که میگوید &#۸۲۲۰;تراژدی باید بعنوان منبع اصلی مقاومت استفاده شود.&#۸۲۲۱; مادر بزرگ من زمانی که داشتن بزر میشدم همیشه این جمله را برای من تکرار میکرد. زمانی که من با شرایط مختلف روبرو میشدم او برای به من یادآوری میکرد که سختی‌های الآن من باعث رشد من خواهد شد.

البته گاهی اوقات در شرایط بسیار سخت، بسیار دشوار میباشد که دید مثبتی به شرایط داشت اما شما میتوانید خودتان را برای اینکار مجبور بکنید و باید این کار را انجام دهید.

زمان‌هایی بود که من دوست داشتم ساعت را به عقب برگردانم و همه ناراحتی‌ها را از بین ببرم. اما متوجه شدم که اگر بخواهیم این زمان‌ها را به عقب برگردانم تمام لذتی را نیز که تجربه کرده ام را از دست خواهم داد. و حقیقت این است من چیز‌هایی را که نمیتوانم تغییر دهم، نمیتوانم تغییر دهم. هیچکس نمیتواند. و قبول کردن این موضوع، قسمتی از رشد کردن میباشد. تیازی نیست که همه چیز را در زندگی انتخاب کنید، شما فقط چیزهایی را انتخاب میکنید که برای آنها چیزی برای انجام دادن دارید.

بدون شک بسیاری از شرایط سختی که در زندگی شما بوجود میاید دست شما نیست و به طور کاملا ناگهانی رخ میدهد. اما این به معنای این نیست که شما دیگر توانایی این را ندارید که بر روی زندگی خود تاثیر بگذارید. شما باید حرکت کنید و این کار را انجام هم خواهید داد. فقط نباید این را فراموش کنید که در هر لحظه ممکن است زندگی شما بهتر و یا بدتر شود. همه چیز ممکن است رخ دهد، شاید زندگی طوری رفتار کند که شما را با درگیری‌های خاصی روبرو کند و یا اینکه کاری کند که شما در زمان درست و در جایی درست قرار بگیرید.

پس روز به روز زندگی کنید و برای چیز‌های کوچک شکرگذار باشید

درگیر کارهایی که نمیتوانید آنها کنترل کنید نشوید

فقط آنها را بپذیرید و سعی کنید بهترین خود را برای استفاده از آن‌ها به کار ببرید.

این چیزی که شما تقریبا همیشه میتوانید انجام دهید.

نظرات خود را برای ما کامنت کنید
منبع
marcandangel
برچسب ها

مریم رزاقی

مریم رزاقی هستم آی تی من ،24 ساله و در تبریز زندگی میکنم. به مطالعه،فلسفه،روانشناسی، طبیعت، سفر ،موزیک و آدم های جالب علاقه دارم! در حال حاضر با تمام انرژی به کار تولید محتوا و سئو میپردازم.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

بستن
بستن

بلوک تبلیغ حذف شد

با غیرفعال کردن بلوک تبلیغات از ما حمایت کنید.