چرا نباید مدام فرزندتان را کنترل کنید؟!

0
3
کنترل کردن فرزند

هنگامی که والدین بیش از اندازه مراقب فرزندشان هستند و در نقش والدین هلیکوپتری (به مقاله والدین هلیکوپتری کیوی مگ مراجعه کنید) ظاهر می شوند، ناخواسته، باعث به وجود آمدن موارد زیر می شوند:

  1. سرکوب خلاقیت

تکالیف مدرسه ای که به عهده فرزند شما قرار داده می شود، برای تقویت ذهن و تفکر خلاقانه او است و او می بایست آن ها را بر اساس ایده های شخصی خود انجام دهد. اگر شما به عنوان والدین، بخواهید به جای فرزندتان فکر کرده و تکالیف اش را انجام دهید، در واقع، فرصت این که فرزندتان با خلاقیت فکر کند را از او می گیرید.

اگر فرزندتان از شما در این مورد کمک خواست می توانید به او کمک کنید اما نه به این معنی که تمام وظایف او را انجام دهید. سوالاتی از او بپرسید تا با فکر کردن به جواب آن ها خلاقیت اش شکوفا شود. در هر حال، فرزندتان باید برای ایده هایی که دارد از سوی شما تشویق شود. مهم نیست که این ایده ها تا چه اندازه با افکار و رفتار شما تطبیق دارد، مهم این است که او خود به آن ها دست پیدا کرده است.

فراموش نکنید که تشویق فرزندتان به داشتن فکر و ایده شخصی و محدود نکردن توانایی های ذهنی اش، با ایراد گرفتن از او، از اهمیت ویژه ای برخوردار است. اگر فرزند شما غیر واقعی فکر می کند، می توانید با طرح کردن سوالات مناسب، ذهن او را به سمتی هدایت کنید که بتواند پاسخ های واقعی بدهد. این روش در طولانی مدت به او کمک خواهد کرد که قوه خلاقیت اش در زمینه های عینی و ملموس فعال شود. به خاطر داشته باشید که با این روش حتی ممکن است از پاسخ ها و راه حل های خلاقانه او شگفت زده شوید!

  1. کاهش توانایی حل مشکلات

هنگامی که فرزند شما در مقابل کمبودها و مشکلات زندگی قرار بگیرد، می آموزد که چگونه احساسات اش را در این شرایط مدیریت کند. از طرفی، با حل کردن مشکلات ساده، او احساس استقلال و قدرت خواهد کرد. در واقع، قرار گرفتن در مقابل مشکلات، توانایی مقابله با آن ها را نیز برای او به همراه خواهد داشت. به علاوه این که رویایی با مسائل گوناگون باعث می شود فرزندتان برای مقابله با هریک از آن ها به دنبال راه حل های متفاوتی بگردد و بار دیگری که آن مشکل برایش پیش آمد بتوانند عکس العمل مناسبی داشته باشد و یا از شما کمک بخواهد (البته توجه داشته باشید، منظور از کمک گرفتن، حل کردن آن مشکل نیست!)

والدین نباید فرزندشان را از مشکلات کوچکی که در زندگی اش به وجود می آید، نجات دهند. آن ها باید اجازه دهند تا فرزندشان خود به تنهایی از پس آن ها بربیاید. به این ترتیب، خیلی زود شاهد رشد شخصیتی او خواهند بود. کودکان در مواجهه با مشکل شان، خیلی زودتر از آن چه که شما تصور می کنید، راه حل های مناسب را پیدا کرده و به بهترین شکل ممکن آن را برطرف می کنند.

اگر والدین مدام فرزندشان را از مشکلات و کمبودهای کوچک زندگی نجات دهند، زمانی که او با مشکلات بزرگ رو به رو شود، چه اتفاقی می افتد؟ ( برای مثال، زمانی که در دانشگاه درسی را می افتد و یا از اولین شغل اش اخراج می شود.)

در چنین مواقعی، دیگر شما نمی توانید مشکلات او را حل کرده و یا مانع از به وجود آمدن آن ها شوید. به این ترتیب، فرزند شما دچار افسردگی خواهد شد؛ چرا که در دوران خردسالی نتوانسته است مهارت حل مشکلات را فرا بگیرد.

والدین علاوه بر این که می بایست فرزندشان را در معرض مشکلات کوچک قرار دهند، می توانند به شیوه های صحیحی توانایی مقابله با مشکلات را در او تقویت کنند. کودک نیز با این آموزش ها می تواند راه های گوناگونی را برای رفع مشکلات اش به کار گیرد و هربار که با مشکلی مواجه شد، آن را به روش متفاوتی برطرف کند.

برای این که فرزند شما بتواند توانایی حل مشکلات را داشته باشد می توانید او را حمایت کنید. به این معنی که هرگاه با سختی و مشکلی مواجه شد، شما کنار او بوده و به حرف هایش گوش کنید. یکی از بهترین روش های که می توانید فرزندتان را در چنین شرایطی حمایت کنید این است که افکارتان را در قالب جملات احساسی بیان کنی. برای مثال، می توانید با گفتن جملاتی که با «حس می کنم» آغاز می شود، علاوه بر همدلی کردن، او را تشویق به بیان احساسات اش کنید. با به کارگیری این روش فرزندتان می آموزد که مسئولیت مشکل اش بر عهده خود او است و فقط می توانید احساسات تان را در این باره با هم به اشتراک بگذارید. به این ترتیب، او به جای این که دیگران را برای مشکلات اش مقصر بداند و سرزنش کند، به تنهایی قادر خواهد بود از پس موانع زندگی بربیاید.

سعی کنید فضای صمیمانه و صادقانه ای ایجاد کنید تا فرزندتان بتواند با شما راحت صحبت کرده و از مشکلات اش بگوید. به این ترتیب، به جای این که تمام مسئولیت را به عهده بگیرید و یا نسبت به مشکل او بی تفاوت باشید، توانسته اید با به کارگیری روش متعادل او را در کسب مهارت برای مقابله با مشکل اش یاری کنید.

البته برای هر پدر و مادری دیدن ناراحتی، عصبانیت و ناامیدی فرزند اش سخت است. اما بهتر است بدانید که مواجه شدن با این احساسات برای او، در این سن، بسیار بهتر از این است که در آینده، وقتی مشکلات اجتناب ناپذیری در زندگی اش به وجود آمد، توانایی رویارویی و برطرف کردن آن ها را نداشته باشد.


همچنین بخوانید :  چگونه مدیریت منابع مالی و مسئولیت پذیری را به نوجوانان آموزش دهیم؟


  1. تضعیف اعتماد به نفس

زمانی که پدر یا مادر در تمام کارهای فرزند اش دخالت کرده و آن ها را انجام می دهد، باعث می شود که فرزند دیگر به توانایی های خود اعتماد نداشته باشد. بچه ها بسیار باهوش اند. آن ها کاملا تفاوت موفقیتی که به تنهایی به دست آورده اند و موفقیتی را که والدین شان در آن دخیل بوده اند را تشخیص می دهند.

اگر به فرزندتان بیش از حد کمک کنید، او تصور می کند توانایی انجام آن کار را ندارد و هرگز هم نمی تواند آن را کسب کند. در واقع، والدینی که قدم به قدم فرزندشان را کمک می کنند، ناخواسته، اعتماد به نفس فرزندشان را تضعیف می کنند. به علاوه این که، وقتی شما مدام در حال کمک کردن به او هستید او رفته رفته این کار را وظیفه شما دانسته و به شخصیت وابسته ای تبدیل می شود.

حتی اگر فرزندتان آن طور که انتظار دارید در کارها و وظایف اش پیش نمی رود، مهم نیست. مهم این است که او توانایی هایش را باور کرده و اعتماد به نفس داشته باشد. فراموش نکنید که شما نمی توانید در تمام مراحل زندگی، به ویژه در بزرگسالی، پا به پای او باشید. در عوض، می توانید به او اعتماد به نفسی ببخشید که خود به تنهایی بتواند از پس زندگی آینده اش بربیاید. او را مستقل از خود تربیت کنید تا بتواند توانایی های خود را درک کرده و از عهده مسئولیت های زندگی به خوبی بربیاید.

  1. جلوگیری از قدرت تصمیم گیری

زمانی که والدین برای تمام جنبه های زندگی فرزندشان، از نوع لباس و غذا گرفته تا مدرسه ای که در آن درس می خوانند، تصمیم بگیرند، قدرت تصمیم گیری را از آن ها سلب می کنند. هنگامی که کودک نتواند در سنین خردسالی تصمیم گیری را تجربه کند، چگونه در زندگی بزرگسالی اش تصمیم های درستی بگیرد؟

همه می دانیم که هر بزرگسالی در طول زندگی اش با شرایطی مواجه می شود که در آن ها می بایست تصمیم های مهم و حساسی بگیرد. افرادی که در دوران کودکی فرصت هایی برای تصمیم گیری نداشته اند، در برهه های خاص زندگی دچار مشکل خواهند شد.

تصمیم گیری کودکان برای زندگی شان همان قدر که مهم است، نگران کننده نیز هست. به همین دلیل والدین باید ابتدا قدرت تصمیم گیری های کوچک را در فرزند تقویت کرده و به تدریج تصمیم گیری های بزرگ تری را نیز بر عهده او بگذارند. پدر و مادر خوب، پدر و مادری نیست که چون فرزند ۵ ساله اش می خواهد خال کوبی کند، این اجازه را به او بدهد؛ بلکه اجازه دادن به او برای انتخاب نوع لباس اش و یک هدیه کوچک، در این سن می تواند تاثیر مثبتی بر شخصیت اش داشته باشد.

والدین باید متناسب با سن فرزند، به او اجازه تصمیم گیری بدهند. این که به تصمیم های فرزند در سنین پایین بی تفاوت باشید به هیچ عنوان درست نیست. توجه داشته باشید که هر چه قدر سن فرزندتان بالاتر رود قدرت تشخیص بد و خوب را خواهد داشت و به این ترتیب بخشی از نگرانی هایتان با بزرگ شدن او از بین خواهد رفت. اگر فرزندتان در دوران خردسالی اجازه تصمیم گیری های کوچک را داشته باشد، در بزرگسالی نیز می تواند به خوبی تصمیم بگیرد و این یکی از مهم ترین ویژگی های یک فرد بزرگسال است.

  1. جلوگیری از آشنا شدن با پیامدهای رفتاری

اگر والدین مدام فرزندشان را زیر نظر داشته و هرکار نادرستی که انجام می دهد بلافاصله جبران کنند، فرزند آن ها هرگز متوجه عواقب و نتایج واقعی رفتارهایش نخواهد شد.

فرض کنید فرزند شما قدم زنان و بی خیال به مدرسه می رود و دیر می رسد، شما به جای این که او را متوجه کار نادرست اش بکنید، سعی می کنید که از مدیر مدرسه بخواهید او را تنبیه نکند. به این ترتیب، نه تنها فرزندتان متوجه نمی شود که دیر به مدرسه رفتن و بی نظم بودن سزاوار تنبیه است، بلکه تصور می کند هرگاه در دردسری افتاد، پدر و مادرش آن را برطرف می کنند. این برای فرزند شما بسیار خطرناک است؛ چرا که نه فقط در این مورد، بلکه او در هیچ موردی متوجه پیامدهای رفتارش نخواهد شد.

درباره رفتارهای نادرست فرزندتان کاملا سخت گیر و جدی باشید. اجازه دهید او بداند که عواقب هریک از کارهایش چیست. او می بایست از اشتباهات اش درس بگیرد و زمانی که شما مدام کارهای او را پوشش می دهید، در واقع، مانع از این می شوید که او آن درس ها را بیاموزد. این موضوع می تواند در آینده برای فرزندتان بسیار خطرناک باشد. چرا که شما دیگر نمی توانید قدم به قدم با او باشید و آن وقت است که جامعه و اطرافیان، به بدترین شکل ممکن، او را متوجه عواقب رفتارهای نادرست خود خواهد کرد.

اجازه ندهید فرزندتان به خاطر کوتاهی های شما در آینده تجربه های تلخی داشته باشد. والدینی که اجازه می دهند فرزندشان با پیامدهای رفتارش رو به رو شود، والدین بهتری هستند. حتی اگر این پیامدها برای فرزند و حتی خودشان ناگوار باشد.


همچنین بخوانید :   سوالات رایج در رابطه با بلوغ در دختران


ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید