روان شناسیزناشوییسلامتلیلی (عاشقانه ها)مهربانو (روابط)

برای حل مشکل رابطه تان خودتان را تغییر دهید نه پارتنرتان! بخوانید

توصیه‌های درمان شناختی که برای مشکلات روابط به کار میروند :

من اخیرا دارم مقاله ای در باب این می‌نویسم که چگونه از اصول‌ها و تکنیک‌های درمان رفتاری شناختی در زندگی خودم استفاده میکنم.

در ادامه مقاله مثال کوچکی را برای شما بازگو میکنم که در این باره به روابط مربوط می‌شود.

من و همسرم دیشب داشتیم با هم جر و بحث می‌کردیم. همسر من به حرف‌های من گوش نمی‌دهد و به کلی برنامه‌ها را به هم می‌ریزد و یا اینکه درباره مسائلی که من در همان لحظه به او توضیح میدهم، دوباره سوال می‌پرسد و دلیل جر و بحث‌های دیشب ما نیز همین بود. او در نهایت گفت &#۸۲۲۰;اگر تو کم تر صحبت کنی، من هم بیشتر به سخنان تو گوش میدهم.&#۸۲۲۱;

و اولین پاسخی که من به او دادم بدین گونه بود که &#۸۲۲۰;دلیل اینکه من بار‌ها و بار‌ها سخنانم را تکرار میکنم، این است که تو به حرف‌های من گوش نمیدهی.&#۸۲۲۱;

چه چیزی باعث این موضوع شده است و نتایج آن چه خواهد بود؟

تغییرات درون فردی انسان به مانند مسئله مرغ و تخم مرغ میباشد که ما نمی‌دانیم اول مرغ و یا اول تخم مرغ وجود داشته است. بنابراین بسیار سخت است که بخواهیم دلایل بروز یک مسئله و نتایج بروز آن را جدا از هم بدانیم چه بسا که الگویی تثبیت شده در اختیار داشته باشیم.

من صحبت کردن‌های بیش از حد خودم را بخاطر گوش ندادن‌های او می‌دانستم و او نیز گوش ندادن به سخنان من را در نتیجه زیاد صحبت کردن‌های من می‌دانست. در واقع هیچ کدام از ما قبول نداشتیم که رفتار ما باعث بروز چنین مشکلی شده است.

زمانی که شما بخاطر رفتار‌های شخصی دیگر ناراحت و ناامید می‌شوید، به راحتی در این تله روانشناسی میفتدید. اگر شما در این شرایط تفکرات تان را بسنجید و آزمایش کنید، به راحتی میتوانید از این شرایط ناگوار رهایی یابید. برای مثال باید به خودتان بگویید که &#۸۲۲۰;حال چه میشود اگر که من بپذیرم رفتار من باعث بروز این مشکل شده است؟&#۸۲۲۱;

یکی از راهکار‌ها برای رهایی از این مشکل این است که بپذیرید رفتار خودتان باعث بروز چنین مشکلی شده است. این موضوع به شما کمک میکند که دیگر به این فکر نکنید که چه کسی خطاکار بوده است و در نتیجه بیش از این کلافه نخواهید شد.


همچنین بخوانید :    چگونه هر روز فرد بهتری شویم ؟

برای اینکه در تغییر رفتار تان موفق شوید، باید هدف تان را مشخص کنید و هدف تان نباید چیزی باشد جز مقررات رفتاری.

اینکه من هدفی مبنی بر اینکه کمتر صحبت کنم هیچ فایده ای برای من نخواهد داشت. برای اینکه بتوانید با موفقیت، رفتار‌هایتان را تغییر بدهید، شما باید یک هدف در چارچوب عادت رفتاری برای خود مقرر کنید. بگذارید با یک مثال این موضوع را برای شما توضیح بدهم:

  • من تنها سه بار می‌توانم از او درخواستی داشته باشم و از طرفی نیز تنها سه بار می‌توانم او را راهنمایی کنم. شاید این مقدار کمی‌زیاد به نظر برسد اما ما بیشتر اوقات در کنار یکدیگر هستیم و گفتگویی که بین ما ایجاد میشود بخاطر شغل مان و یا بخاطر کودک مان میباشد.
  • و یا اینکه تنها زمانی می‌توانم او را راهنمایی کنم که او نشسته باشد و من بتوانم مستقیما در چشمان او نگاه بکنم.

کاری که من در اینجا کردم، جمع آوری تعدادی ایده برای رفتار جدیدی است که قرار است در خودم پیشه کنم که این ایده‌ها در واقع همان دو نمونه ای است که در بالا ذکر شد.

من ابتدا تصمیم گرفتم که از راهکار اولی استفاده کنم. در واقع تنها سه بار از او درخواست بکنم و او را تنها سه بار در روز راهنمایی کنم. البته در این باره سهمیه من زمانی که درخواست‌هایی نظیر &#۸۲۲۰;میشه یک لیوان آب به من بدهی&#۸۲۲۱; نمی‌سوزد و از تعداد آنها کمتر نمی‌شود.

اینها خواسته‌های بسیار مهمی‌نیستند و باعث میشوند ما بدانیم باید محتاطانه از آن تعداد سهمیه‌هایمان استفاده کنیم. همچنین بدین طریق همسرم چنین احساسی نخواهد داشت که بخاطر انجام یک سری کار‌ها بسیار بدبخت می‌باشد.

اما چرا این گزینه را انتخاب کردم؟

اساسا من ساده ترین عادت را برگزیدم و در واقع آن عادتی را انتخاب کردم که طبیعی بوده و تاثیرات مثبتی بر روی دیگر جنبه‌های رفتار من خواهد داشت.

اگر من تعداد خواسته‌هایم را به سه مورد در روز محدود کنم، بنابراین بهتر و مستقیم تر می‌توانم پیام خود را به او منتقل کنم و از طرفی نیز توجه بیشتری به این موضوع داشته باشم که به هنگام بیان درخواست‌هایم، او دارد به سخنان من گوش فرا می‌دهد.

هر گاه که شما چنین برنامه‌هایی میریزید، احتمال دارد که آنها را برای خود بسیار بزرگ کنید. اگر بخواهیم یک قانون کلی برای چنین شرایطی برگزینیم باید بگوییم زمانی که می‌خواهید بدین گونه برنامه ریزی کنید، ساده ترین ایده را برگزینید و در آینده نیز اگر امکانش وجود دارد، این ایده را نیز باز هم ساده تر بکنید.

جمع بندی

اینگونه جر و بحث‌ها سال‌هاست که میان ما وجود دارد اما مدتی زمان برد تا من به این نتیجه برسم که آن را به شکل یک مقاله در بیاورم. در واقع زمانی من به این دید کلی رسیدم که واقعا شکایت‌های همسرم را شنیدم و سعی کردم که خودم را جای او بگذارم.

اگر شما درگیر شرایط خاصی شده اید، سعی کنید سخنان دیگران را بشنوید و دیدگاه‌های جدیدی را بدست بیاورید. خودتان را در جایگاه فرد مقابل تان قرار دهید تا بتوانید نتایج رفتار تان را متوجه شوید.

از آن جاییکه تمایز قائل شدن میان دلایل بروز و نتایج بروز یک رفتار کار چندان اسانی نمیباشد چه بسا که مسئله بخاطر مسائل درون فرد باشد، باید این سوال را که چه کسی تقصیر کار میباشد را از ذهن تان بیرون بیاندازید. به جای این کار، کمی‌توجه کنید و ببینید که آیا تغییر رفتار تان میتواند تاثیری بر روی این موضوع بگذارد و یا خیر. از آنجایی که اگر فشار‌های روانی طولانی مدتی بر روی فرد وجود داشته باشد، ممکن است به کوچک ترین مسائل نیز واکنش جدی نشان بدهد، بنابراین برای اینکه تاثیرات را ببینید ممکن است نیاز به کمی‌زمان داشته باشید.


همچنین بخوانید :  رابطه‌های سمی‌به شما آسیب خواهند رساند آن‌ها را شناسایی کنید!

منبع
psychologytoday
برچسب ها

مریم رزاقی

مریم رزاقی هستم آی تی من ،24 ساله و در تبریز زندگی میکنم. به مطالعه،فلسفه،روانشناسی، طبیعت، سفر ،موزیک و آدم های جالب علاقه دارم! در حال حاضر با تمام انرژی به کار تولید محتوا و سئو میپردازم.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

بستن
بستن

بلوک تبلیغ حذف شد

با غیرفعال کردن بلوک تبلیغات از ما حمایت کنید.