روان شناسیسلامتلیلی (عاشقانه ها)مهربانو (روابط)

سردرگمی در روابط : باید رابطه مان را ادامه دهیم یا آن را تمام کنیم؟

برخی تصمیم‌ها در زندگی انسان نقش مهمی‌ایفا می‌کند. مثلا تصمیم برای ایجاد رابطه عاطفی با یک فرد یا ادامه آن، از این دست تصمیم‌ها است. از آن جایی که روابط عاطفی تاثیرات بسیار زیادی بر روح و روان انسان می‌گذارد، بیشتر افراد به دنبال ثبات و آرامش در روابط خود هستند. هیچ کس دوست ندارد مدام با افراد گوناگون وارد رابطه شود؛ زیرا پایان دادن به یک رابطه عاطفی و فراموش کردن فردی که در زندگی انسان بوده است، اتفاق خوشایندی نیست.

سرمایه گذاری عاطفی

 اما چگونه می‌توان شخصی را پیدا کرد که ارزش «سرمایه گذاری عاطفی» یا ایجاد رابطه بلند مدت را داشته باشد؟ اگر بخواهیم صادق باشیم، باید بگوییم پاسخ قطعی و مشخصی برای این پرسش وجود ندارد. چرا که شرایط زندگی و شخصیت هرکس با دیگری متفاوت است. برخی از افراد هستند که قبل از پیدا کردن شخص اصلی در زندگی شان با چندین نفر آشنا شده و رابطه برقرار می‌کنند. برخی دیگر، که امروزه تعدادشان کم است، تنها با یک نفر وارد رابطه شده و این رابطه را به سرانجام می‌رسانند.

عده ای بر این باورند که هرچه رابطه‌های بیشتری داشته باشند، تجربه‌های بیشتری کسب می‌کنند و در نتیجه بهتر می‌توانند فرد مناسب شان را پیدا کنند. اما همیشه لزوما این گونه نیست. گاهی داشتن رابطه‌های متعدد انسان را سردرگم کرده، قدرت تصمیم گیری درست را از او سلب می‌کند. در واقع، فرد دائما به دنبال شخص مورد نظرش می‌گردد، بدون این که به نتیجه ای برسد. از طرفی، بودن با افراد گوناگون انتظارات شخص را از طرف مقابل زیاد می‌کند. طبیعی است که هر فرد ویژگی‌های مثبتی دارد. اما ویژگی‌های مثبت چندین شخص نمی‌تواند به صورت همزمان در یک نفر جمع شود. در نتیجه، انتظارات شما برآورده نخواهد شد.

برخی دیگر نیز معتقدند باید تنها با یک نفر وارد رابطه شد و همان را دنبال کرد

این طرز فکر نیز درست نیست. هنگامی‌که شما تنها یک نفر را می‌شناسید، شناخت و تجربیات تان منحصر به همان شخص است. تصور می‌کنید همه زن‌ها یا مردهای دیگر مانند او هستند. این موضوع می‌تواند شما را در تشخیص و ارزش دادن به ویژگی‌های مثبت او دچار مشکل کند. در بسیاری از موارد، دلیل طلاق‌های موقتی که امروزه در جوامع غربی از سوی روان شناسان توصیه می‌شود، همین موضوع است. آن‌ها توصیه می‌کنند زوج‌ها برای مدتی از هم جدا شده، با فرد دیگری وارد رابطه شوند.

این کار سه نتیجه خواهد داشت: ۱- فرد متوجه می‌شود همسرش ویژگی‌های مثبت بسیاری داشته، اما چون تصور می‌کرده همه مردها یا زن‌ها مثل او هستند، آن‌ها را عادی می‌پنداشته.  ۲- ویژگی‌های منفی در هر شخصی هست و به قول معروف « آسمون همه جا یک رنگه!» ۳- همسرش ویژگی‌های منفی غیرعادی ای دارد که ماندن و زندگی کردن با او بزرگ ترین اشتباه است. فایده دو مورد اول، پایداری رابطه و فایده مورد آخر یک طلاق آگاهانه و مفید است.

(البته در جامعه ما، با توجه به فرهنگ و باورهای مذهبی، این روش به هیچ عنوان پسندیده نیست و یاد کردن از آن صرفا جهت تفهیم بیشتر مطلب بود.)

همان طور که گفتیم، هر دوی این باورها معایبی دارند و نمی‌توان به صورت مطلق آن‌ها را قبول یا رد کرد. پس راه حل چیست؟ چطور متوجه شویم با چه شخصی رابطه پایدار داشته باشیم؟ اصلا او را چگونه پیدا کنیم؟ چطور تشخیص دهیم داشتن رابطه با او درست است یا خیر؟ پاسخ تمام این سوالات این است: به خودتان رجوع کنید!


همچنین بخوانید :    آیا تفاهم شرط ضروری ازدواج موفق است؟

با خودتان خلوت کنید و به ۱۰ مورد زیر فکر کنید. این موارد به شما دیدگاه وسیع تری می‌بخشد و راحت تر می‌توانید رابطه عاطفی خود را مدیریت کنید: آیا به اندازه کافی زمان و انرژی برای شناختن خود صرف می‌کنید؟

تا چه اندازه با مهارت‌های زندگی آشنا هستید؟ قبل از این که بخواهید رابطه بلند مدتی را شروع کنید، باید تمام ویژگی‌های خوب و بد خودتان را به درستی بشناسید. تنها در این حالت است که می‌توانید شخص مناسب تان را پیدا کنید. البته توجه داشته باشید اگر در رابطه ای هستید، باز هم نیاز دارید مهارت‌های زندگی را کسب کنید؛ چرا که یادگیری هرچه بیشتر این مهارت‌ها باعث همبستگی و ایجاد آرامش میان شما می‌شود.

تجربه‌های شما و طرف مقابل تان از رابطه‌های قبلی خود چیست؟

آیا دلیل به هم خوردن رابطه‌های گذشته خود را به درستی می‌دانید؟ این که شما دقیقا بدانید علت شکست‌هایتان در گذشته چه بوده است، به شما کمک می‌کند تا با فرد مناسب وارد رابطه شوید و آن را حفظ کنید.

با طرف مقابل تان چه قدر صادق هستید؟

آیا واقعا می‌توانید درباره مشکلاتی که قبلا داشته اید با او صحبت کنید؟ آیا می‌توانید تجربیات تلخ خود را با او درمیان بگذارید؟ تجرباتی مانند سوء استفاده از روح و جسم شما. آیا می‌توانید به طرف مقابل تان بگویید که قبلا مورد تجاوز جنسی واقع شده اید یا یکی از والدین تان به دیگری خیانت کرده است؟ آیا می‌توانید به او بگویید که پیش از این، کارهای غیرقانونی انجام می‌داده اید؟

توجه داشته باشید که هرکس حریم شخصی ای دارد و لزومی‌ندارد شما موارد این چنینی را حتما به او بگویید. تنها کافی است فرض کنید شرایطی پیش آمده که مجبور هستید این موارد را به او بگویید. آیا آن قدر شخصیت قوی ای دارد که بتوانید صادقانه در مورد این مسائل با او صحبت کنید؟ فراموش نکنید که بخش بزرگی از صداقت شما، بستگی به شخصیت طرف مقابل تان دارد. هیچ کس نمی‌خواهد با گفتن حقیقت یا رازهای خود تحقیر شود. بنابراین، اگر احساس می‌کنید طرف مقابل تان با دانستن موارد این چنینی از آن‌ها علیه شما استفاده می‌کند، در مورد داشتن رابطه طولانی مدت با او تجدید نظر کنید.

آیا به طور کامل به او اعتماد دارید؟

برای داشتن رابطه بادوام هر دو طرف باید به یک دیگر اعتماد داشته باشند؛ زیرا اعتماد اولین پله از نردبان آرامش است. بنابراین، اگر مدام به یک دیگر شک می‌کنید و یا همواره احساس فریب خوردگی می‌کنید، بهتر است حتی به رابطه طولانی مدت و جدی فکر هم نکنید!

آیا شما می‌توانید به روش موثر با یک دیگر ارتباط برقرار کنید؟

به بیان ساده تر حرف یک دیگر را می‌فهمید؟ البته درست است که این توانایی به مرورزمان تقویت می‌شود، اما ریشه آن به شخصیت طرفین برمی‌گردد. اگر دیدگاه‌ها و جهان بینی متفاوتی داشته باشید، هرگز قادر نخواهید بود با یک دیگر ارتباط موثری برقرار کنید. البته ممکن است دو طرف از این جهت با یک دیگر هم راستا باشند، اما مهارت برقراری ارتباط را نداشته باشند. این مورد به سادگی و با تمرین قابل فراگیری است. شما باید بتوانید خوب گوش کنید و خوب شنیده شوید. در غیر این صورت، رابطه بلند مدت غیرممکن خواهد بود.

آیا حاضرید زندگی تان را به طور مساوی با او به اشتراک بگذارید؟ آیا حاضرید تفاوت‌های او را با خودتان بپذیرید؟ و در نهایت این سوال مهم را صادقانه پاسخ دهید: آیا او بهترین دوست شما است؟

آیا با وجود داشتن ارتباط با او، فضای کافی برای خودتان دارید؟ آیا حریم و استقلال تان حفظ می‌شود؟ این موضوع را به هیچ عنوان ساده نگیرید. شاید در ابتدا، ورود او به حریم تان و سلب استقلال تان را تحمل کنید، اما به مرور زمان قرار گرفتن در این رابطه شما را کلافه و دلزده خواهد کرد. این نکته را در نظر داشته باشید که هرچه قدر هم که دو طرف با هم صمیمی‌باشند، باید فضای شخصی خودشان را داشته باشند (دوستان، علایق و سرگزمی‌ها، شغل و &#۸۲۳۰; از جمله این فضاهای شخصی هستند). مجبور بودن به انجام یک کار یا چشم پوشی از آن، چیزی است که معمولا در روابط موفق و بادوام دیده نمی‌شود.

آیا شما دیدگاه مشابهی به زندگی دارید؟

آیا شما نسبت به مسائلی چون: سبک زندگی، محل زندگی، داشتن فرزند، مذهب، باورهای اخلاقی و دیدگاه‌های سیاسی همسو هستید؟ حتما در مورد این مسائل با هم صحبت کنید. صحبت‌های بی پرده و شفاف برای این که بدانید دقیقا چه چیزی از زندگی و رابطه تان می‌خواهید بسیار مهم است. قبل از این که بخواهید وارد رابطه ای جدی و پایدار شوید، باید درباره تفاوت‌های بزرگی که با هم دارید صحبت کرده، بر سر آن‌ها به توافق برسید. شما نباید بعدها در مورد تفاوت‌های بنیادین خود با طرف مقابل غافلگیر شوید!


همچنین بخوانید :   چهار موردی که با بالا رفتن سنتان اهمیت بیشتری برایتان خواهد داشت

آیا نظر هر دوی شما درباره خانواده یکسان و مشابه است؟

ممکن است خانواده هریک از طرفین عامل اصلی درگیری و کشمکش میان زوجین شود. منظور از خانواده در این جا خانواده فعلی خودتان است. آیا هر کدام از شما بیش از حد وابسته و درگیر خانواده‌هایتان هستید؟ به طوری که این موضوع بر روی رابطه تان تاثیر می‌گذارد؟ با این که خانواده فعلی تان حامی‌اصلی شما برای زندگی آینده تان است، اما بسیار اهمیت دارد که مرزهایی را برای آن‌ها تعیین کنید تا صمیمت و حریم خصوصی شما دو نفر محترم شمرده شود و کسی نتواند به آن آسیب برساند.

آیا شما درباره مسائل مالی تفاهم دارید؟

آیا انتظار دارید که از یک منبع مالی مشترک هزینه کنید یا این که ترجیح می‌دهید هر فرد هزینه‌های خودش را به تنهایی مدیریت کند؟ مسائل مالی در رابطه تان باید کاملا شفاف باشد. آیا آن قدر طرف مقابل تان ارزش دارد که بخواهید با اطلاع او خرج کنید؟ آیا دوست دارید از درآمدتان مطلع باشد؟ اگر بله، شما در این مورد با شخص مناسبی در ارتباط هستید.

توجه داشته باشید در پاسخ دادن به این پرسش‌ها با خودتان کاملا صادق باشید؛ زیرا همین پاسخ‌ها است که نوع رابطه تان را تعیین می‌کند. اگر در بیشتر پرسش‌ها پاسخ‌های ناراحت کننده ای از قلب تان شنیدید، خودتان را فریب ندهید و سعی کنید تا قبل از جدی شدن رابطه به آن پایان دهید.

از طرفی، حتی اگر تمام این پرسش‌ها پاسخ قابل قبولی داشتند و شما تصمیم به برقراری ارتباط جدی گرفتید، در طی این رابطه، نباید به نیازهای طرف مقابل تان بی تفاوت باشید. این موضوع برای تداوم رابطه تان بسیار مهم است. فراموش نکنید که عشق، مانند یک نوزاد، نیاز به مراقبت تمام وقت دارد.

منبع
psychologytoday
برچسب ها

مریم رزاقی

مریم رزاقی هستم آی تی من ،24 ساله و در تبریز زندگی میکنم. به مطالعه،فلسفه،روانشناسی، طبیعت، سفر ،موزیک و آدم های جالب علاقه دارم! در حال حاضر با تمام انرژی به کار تولید محتوا و سئو میپردازم.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

بستن
بستن

بلوک تبلیغ حذف شد

با غیرفعال کردن بلوک تبلیغات از ما حمایت کنید.