افسر (اعتماد به نفس و خودباوری)روان شناسیروح انگیز (روان شناسی)سلامت

روز زن امسال هم گذشت: واقعا چه قدر «زن» هستیم؟!

امسال، ۸ مارس، روز جهانی زن، با روز مادر و بزرگداشت مقام زن در تقویم ایرانی تنها یک روز فاصله داشت. به همین دلیل، فضاهای مجازی و واقعی پر بود از موضوعاتی با محور زن و مادر. با خودم فکر کردم بد نیست کیوی مگ که مجله تخصصی بانوان است، از این به بعد مقاله‌هایی داشته باشد که با نگاه جدیدی به مسائل زنان بپردازد. نگاهی که کمبود آن در جامعه امروز به شدت احساس می‌شود.

تا امروز این مجله مطالب گوناگونی درباره مد، سلامت، زیبایی، خانه داری، روابط و &#۸۲۳۰; در اختیار شما قرار داده است. اما آیا تمام نیازهای یک زن محدود به این موارد است؟ نمی‌توان انکار کرد که این‌ها بخش بزرگی از دنیای زنانه ما هستند. کدام زن به دنبال زیبایی نیست؟ کدام زن دلش نمی‌خواهد کدبانوی خوبی باشد؟ این‌ها همه بخشی از ما است. اما برای یک زن، این موارد می‌بایست در درجه دوم اهمیت داشته باشد. آن چه که در درجه اول اهمیت دارد هویت ما است.

اجازه بدهید مستقیم با شما خانم‌ها صحبت کنم: شما به عنوان یک زن، تا چه اندازه خودتان را می‌شناسید؟ واژه زن را چگونه تعریف می‌کنید؟ یک دختر خوب برای خانواده؟ یک همسر خوب برای شوهر؟ یک مادر خوب برای فرزندان؟ یا شاید مجموعه ای از تمام این «خوب»‌ها در کنار هم؟! بله. این حق شما است. چه کسی از خوب بودن بدش می‌آید؟ اما معیار این « خوب» بودن دقیقا چیست؟

بارها با زنانی برخورد داشته ام که هر روز، مشتاقانه و مصرانه برای این خوب بودن تلاش می‌کنند و از حق نگذریم، تلاش برای همیشه خوب بودن کار بسیار سخت و البته ارزشمندی است. اما ارزش کار این زنان زمانی ناچیز می‌شود که آن‌ها حتی خودشان نمی‌دانند به عنوان یک زن دقیقا کیست اند! بیایید با خودمان صادق باشیم. کدام یک از ما خود را به معنای واقعی می‌شناسیم؟ کدام یک از ما تعریف مشخصی از استقلال شخصیت مان داریم؟

اگر بخواهم ساده تر با شما صحبت کنم باید بگویم تا زمانی که از نظر شخصیت استقلال نداشته باشید، زن نیستید، جنس دوم هستید! اشتباه نکنید. جمله قبل را با دقت بخوانید. منظور از استقلال، استقلال مالی نیست ( که البته آن هم در جای خود خوب و با ارزش است). چه بسیار زنانی که از نظر مالی مستقل نبوده اند، اما شخصیت مستقلی داشته اند و توانسته اند بر روی دنیای اطراف شان تاثیرات مثبتی بگذارند. بر عکس، امروزه زنانی داریم که استقلال مالی دارند، اما به دلیل نداشتن استقلال شخصیت جایگاهی که باید را ندارند.

اما این استقلال شخصیت از کجا می‌آید؟ چه زنانی آن را کسب می‌کنند و چه زنانی از آن بی بهره اند؟ صرف نظر از خانواده و محیطی که یک زن در آن رشد کرده و شخصیت اش شکل گرفته است، عوامل بسیاری وجود دارد که بر این موضوع تاثیر می‌گذارد. به عبارت دیگر، بخش بزرگی از این استقلال شخصیت اکتسابی است؛ به شرطی که بخواهیم!

شاید اگر ابعاد وجودی خود بشناسیم، بهتر بتوانیم این استقلال را کسب کنیم: هر زن سه بعد دارد که باید آن را به درستی بشناسد و بپذیرد. فراموش نکنید. پذیرش یک موضوع اولین گام در برخورد مناسب با آن موضوع است. اگر امروزه فمینیسم در سطوح مختلف نقد می‌شود، به دلیل این است که این جنبش در موارد بسیاری تفاوت‌های زن با مرد را نمی‌پذیرد و یا حداقل به آن بی توجه است. ما زنان باید بپذیریم که با مردان متفاوت ایم. نه بدتریم، نه بهتر. ما فقط با هم متفاوت ایم!

سه بعد از وجود یک زن
  1. زن انسان: پیش از هر نقش و جایگاهی، ما یک انسان ایم. ما می‌بایست از حقوق انسانی برخوردار باشیم و قطعا همه ما می‌دانیم که حق را به ما نمی‌دهند، بلکه این ما هستیم که باید آن را بگیریم. تاکید می‌کنم: منظور از حق، حق انسانی است.

لطفا با دلسوزی‌های جنسیتی حق بیشتری برای خودمان قائل نشویم. ما باید مانند مردان حقوق انسانی داشته باشیم؛ حقوق شهروندی، حقوق قانونی و &#۸۲۳۰; . مهم تر از این‌ها باید تلاش کنیم تا این حقوق را بگیریم. جایی که احساس کردیم حق مان به خاطر جنسیت در حال پایمال شدن است، اعتراض کنیم؛ نپذیریم و دست کم نشان دهیم که می‌دانیم حق مان این نیست!

البته قبل از همه این‌ها باید از حقوق انسانی آگاه باشیم. اصولا آگاهی چیزی است که زنان، به خصوص در ایران، بیشتر از هر چیز دیگر به آن نیاز دارند و البته این را هم اضافه کنیم که انصافا مقصر خودمان هستیم. تا وقتی زندگی خود را صرف انواع و اقسام مسائل به اصطلاح «دم دستی» می‌کنیم، دیگر نه جایی برای این آگاهی می‌ماند و نه احساس نیازی برای کسب آن در خود حس می‌کنیم. همه ما زنانی را می‌شناسیم که تمام وقت و انرژی خود را صرف ظاهر خود می‌کنند: اندام، زیبایی، لباس و &#۸۲۳۰; . هیچ کدام از این‌ها بد نیست. اصولا نه فقط زنان، بلکه هر انسانی باید به ظاهر خود اهمیت دهد. اما در درون مان چه می‌گذرد؟ طبل اگر از طلا هم ساخته شود، صدایش بعد از چند دقیقه آزاردهنده است. در حالی که می‌توان از تک نوازی یک پیانوی ساده و قدیمی‌ساعت‌ها لذت برد.

مهم ترین قدم:  قطعا اگر می‌توانید این سطرها را بخوانید، با سواد هستید. پس لطفا کتاب بخوانید. سفر کنید. فیلم یا تئاتر ببینید. ساده ترین مسائل اطراف تان را تجزیه و تحلیل کنید. فکر کنید؛ فکر کنید و باز هم فکر کنید. متاسفانه، زنان ما امروزه با همه پیشرفت‌هایی که داشته اند، فکر کردن را نیاموخته اند. همه این موارد سطح شما را به عنوان یک زن و انسان بالا می‌برد. فراموش نکنید این ما هستیم که طبل طلایی یا پیانو بودن را انتخاب می‌کنیم!

 

  1. زن معشوق: در هر رابطه عاطفی، زن نیمی‌از رابطه است. این که چه شخصیتی داشته باشید، نوع برخورد مردتان را با شما مشخص می‌کند. فراموش نکنید که رابطه عاطفی رابطه ای دو طرفه است. بنابراین، تصوراتی مانند: من جنس ظریف ام؛ من حساس ترم؛ من نیاز به محبت بیشتری دارم را کنار بگذارید. شما باید همان قدر که محبت می‌دهید، محبت بگیرید. نه کمتر، نه بیشتر. از طرفی نباید خود را وقف مردتان کنید. محبت‌های بیش از حد، فداکاری‌های یک طرفه و از همه مهم تر مادری کردن برای مردتان را کنار بگذارید. این رفتارها به مرور زمان باعث دلزدگی او از شما می‌شود. ما باید همراه مردمان باشیم.

واقعیت این است که هیچ مرد سالمی‌(از نظر روانی)، در هیچ کجای دنیا عاشق زن عروسکی نمی‌شود. اگر هم بشود، پایدار نخواهد بود و خیلی زود به اشتباه خود پی می‌برد! منظور از زن عروسکی همان طبل طلایی است که پیش تر به آن اشاره کردیم: ظاهر زیبا و درون تهی. (تاکید می‌کنم که ظاهر آراسته، نه تنها خوب، بلکه برای هر انسان یک الزام است). وقتی شما در زندگی عاطفی تان شخصیت قوی ای نداشته باشید؛ نتوانید پا به پای مردتان مشکلات را حل کنید و خود را تماما به او وابسته کنید، واقعا چرا باید معشوق او باقی بمانید؟

با خودتان خلوت کنید و از خودتان بپرسید: اگر هزینه‌های شما را نپردازد، چه برخوردی با او خواهید داشت؟ آیا او صرفا برای شما یک عابر بانک متحرک است؟ آیا فکر می‌کنید تامین کردن شما وظیفه او است؟ آیا هربرخورد نادرستی که او با شما می‌کند، کوتاه می‌آیید و باز به او محبت می‌کنید؟ آیا مدام اطراف او می‌چرخید و اشتباهات اش را جبران یا گوشزد می‌کنید؟ آیا به هر دلیل، خود را از او برتر و بهتر می‌بینید؟

اجازه بدهید یک نکته دیگر را نیز به شما یادآوری کنم: بیشتر مردانی که به معشوق شان خیانت می‌کنند، جذب زنی می‌شوند که الزاما ظاهر بهتری نسبت به معشوق شان ندارد! به عبارت دیگر، بر خلاف تصور رایج، آن چه که این مردان را جذب زنان دیگر می‌کند احساس خوشایندی است که از بودن با آن‌ها دارند، نه جذابیت‌های جنسی و ظاهری. این احساس خوشایند می‌تواند هر حسی باشد: احساس دوست داشته شدن صرفا برای شخصیت خود، احساس غرور، احساس مهم بودن، احساس درک شدن و &#۸۲۳۰; . این‌ها است که یک مرد را به سمت یک زن جذب می‌کند. در حالی که جذب شدن به فاکتورهای ظاهری و جنسی کاملا موقت و سطحی است.

بنابراین، سعی کنید برای کسی که قرار است شما را دوست بدارد جذابیت‌هایی فراتر از جذابیت‌های ظاهری داشته باشید. از طرفی، فداکاری‌های بیش از حد و در هر شرایطی مطیع و منفعل بودن نیز باعث می‌شود در نظر مردتان ضعیف و بی اراده باشید. سعی کنید تعادل رفتاری داشته باشید تا بتوانید رابطه عاطفی خود را کنترل کنید.

مهم ترین قدم: ۲۱ روز نقش بهترین دوست مردتان را ایفا کنید. دوست او قطعا به اندازه شما متوقع یا بی ادعا نیست. نه معشوق لوند او باشید که صرفا در پی اغوای مردش است، نه مادری دلسوز که صرفا به دنبال مراقبت از او است. زن باشید: معشوقی که بهترین دوست یک مرد است!

  1. زن مادر: مردها انسان اند و می‌توانند معشوق یک زن نیز باشند. اما هیچ مردی نمی‌تواند نوزادی را به دنیا بیاورد! این بعد از وجود یک زن کاملا ویژه و اختصاصی است. شاید زیباترین بعد زنانه نیز همین باشد. این که بتوان موجود زنده ای را در وجود خود پرورش داد و تا مدت‌ها تنها تکیه گاه او بود قطعا چیز فوق العاده ای است. اما تقریبا تمام موجودات ماده این ویژگی را دارند! آن چه که زن را با سایر ماده‌ها در این مورد متمایز می‌کند، تربیت انسانی فرزندش است.

کدام یک از ما واقعا به تربیت فرزندان مان با اصول انسانی و شیوه صحیح توجه می‌کنیم؟ کدام یک از ما هدفمند به فرزندان مان مستقل بودن، رعایت حریم، نه گفتن، شاد بودن، تعامل، عزت نفس و &#۸۲۳۰; را آموزش می‌دهیم؟ فضاهای مجازی امروزه به شکل چندش آوری پر است از زنانی که فرزندان شان را لحظه به لحظه ثبت می‌کنند. دنیای کودکانه آن‌ها مدام زیر نظر دوربین‌های مادران شان است. با یک جستجوی ساده در اینترنت می‌توانید از آسیب‌های متعددی که این گونه رفتارها بر روی کودکان دارد آگاه شوید. آن‌ها زمانی که بدانند تحت نظر هستند، نمی‌توانند خودشان باشند. نمی‌توانند راحت باشند و بچگی کنند. البته ثبت خاطرات شیرین و کودکی فرزندتان را با این کار اشتباه نگیرید. هر مادری دوست دارد زیبایی‌های کودکانه فرزندش را ماندگار کند. اما آیا واقعا نیاز است لحظه به لحظه کودک را با تصنعی ترین حالت‌ها ثبت کنیم؟ آیا فکر نمی‌کنید این کار بیشتر از این که ثبت کودکی فرزندمان باشد، نوعی عقده گشایی  برای خودمان است؟

علاوه بر این‌ها،امروزه بسیاری از مادران مبتلا به وسواس رفاه اند! آن‌ها مدام به فکر این هستند که مبادا فرزندشان طعم کمبود را بچشد. اشتباه بزرگی که نتیجه آن پیدایش نسلی متوقع، بی تحمل و از همه بدتر غمگین است. وقتی کودک از همان ابتدای تولد همه چیز دارد، چطور از هدیه گرفتن لذت ببرد؟ چطور بیاموزد برای به دست آوردن هر چیز می‌بایست بهایی بپردازد؟ چطور به رضایت درونی برسد و آرامش بگیرد؟

بیایید برای یک بار هم که شده به این موضوع از زاویه دیگری نگاه کنیم: ما فرزندمان را به دنیا می‌آوریم؛ اما حق نداریم با او هر رفتاری داشته باشیم؟ ما وظیفه نداریم فرزندمان را به کلاس‌های متعدد آموزشی بفرستیم. ما وظیفه نداریم برای تولد فرزندمان جشن‌های میلیونی برگزار کنیم. ما وظیفه نداریم با او فرانسه یا انگلیسی صحبت کنیم. اما اگر اعتماد به نفس، شادی، امنیت و توجه مان را از او بگیریم، قطعا در حق اش خیانت کرده ایم و نباید نام مادر را بر روی خود بگذاریم!

مهم ترین قدم: تصور کنید هیچ منبع مالی ای در اختیارتان نیست. تلفن همراه ندارید و نمی‌توانید محبت مادرانه خود را در شبکه‌های مجازی با دیگران به اشتراک بگذارید. اصلا شما و فرزندتان در یک جزیره دور افتاده و بی امکانات با هم تنها مانده اید! حال چگونه در حق فرزندتان مادری می‌کنید؟ مادری کردن در آن شرایط با مادری که در حال حاضر هستید چه قدر تفاوت دارد؟ البته قطعا نه می‌توان در چنین شرایطی بود و نه درست است که در چنین شرایطی باشیم. دنیا در حال پیشرفت است و ما نیز برای مادر بهتری بودن می‌بایست با آن همراه شویم. اما شاید این تصورات تلنگری باشد برای این که بدانیم دنیای امروزی تا چه اندازه ما را از مادر کافی* بودن دور کرده است و تا دیر نشده به خودمان بیاییم.

 

  • مادر کافی نام کتابی است از «جو فراست». خواندش را به شما مادران عزیز توصیه می‌کنم. (مریم امینی)
برچسب ها

مریم امینی

مريم اميني هستم، كارشناس ارشد زبان و ادبيات فارسي. از ٦ سال پيش نويسندگي و ويراستاري را به عنوان حرفه اصلي خود انتخاب كرده ام. از آن جايي كه به كارم علاقه بسياری دارم، هميشه تلاش مي كنم "بهترين" ها را ارائه دهم. روزانه، به طور منظم، مطالعه و ورزش مي كنم. ديدن يك تئاتر خوب انتخاب اصلي من براي گذراندن اوقات فراغت است.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

بستن
بستن

بلوک تبلیغ حذف شد

با غیرفعال کردن بلوک تبلیغات از ما حمایت کنید.